به سايت اطلاعات.نت
خوش آمديد

صفحه نخست | روزنامه ها | گروهاي سياسی | ادب و هنر | راديو | تلويزيون |فايل های صوتی
وب لاگها| كامپيوتر | مقالات مذهبی | ورزشی تاريخ وفرهنگ | تماس با ما | بایگانی

 


bookmark print></a><a href='http://faves.com/Authoring.aspx?u=ilna.eu/10-mars/news.asp?id=45784&t=مشاهدات، پایداری و استقامت مادران عزادار و حامیانشان '><img border= myspace.com reddit.com del.icio.us Facebook Twitter

مشاهدات، پایداری و استقامت مادران عزادار و حامیانشان
  فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران:

دوشنبه 17/12/88 مادران عزادار به مناسبت روز زن جلوی زندان اوین گرد هم آمدند تا این روز را کنار خانواده زندانیان و همراه با خانواده مادران دربند جشن بگیرند ، تعداد مادران از هر شب بیشتر بود .

همسر یکی از مادران چندین شاخه گل سرخ و یک جعبه شیرینی آورده بود که گلهای سرخ را دخترش بین مادران عزادار و زنان دیگر و شیرینی را بین تمام مردم پخش کرند ، هنگام دادن شاخه گل روز زن را به زنان جلوی زندان تبریک می گفتند ، زنان از این کار شاد شدند و هریک برای دختر جوان آرزوی بهترینها را می کردند و از این کار با ارزش تشکر کردند .

در این شب حدود 10 نفر آزاد شدند ولی حتی یک زن هم در میان آزاد شدگان نبود تا زنان احیانا دچار توهم نشوند .

چند تن از جوانانی که آزاد شده بودند دستانشان را به نشانه V بالا برده بودند که باز هم با استقبال گسترده مردم روبرو شدند ، جوانی با کتاب و جزوه هایش آزاد شد و آخرین جوانی که آزاد شده بود یکی از هم بندیهایش هم که شب قبل آزاد شده بود و مردی تقریبا سالمند بود به استقبالش آمد و در آغوشش گرفت .

او که روز 22 بهمن بازداشت شده بود می گفت تنها دلیل بازداشتم ایرانی بودنم بود ، پدربزرگ و مادربزرگ پیرش به استقبالش آمده بودند و از مردم برای حضورشان تشکر می کردند و مادربزرگش برای آزادی همه زندانیان دعا می کرد و مادری تسبیح سبز به مادربزرگ تقدیم کرد .
****
یکشنبه 16/12/88 ما باز هم جلوی اوین بسر می بریم . حوالی ساعت 8:30 آقای عبدالله مومنی با وثیقه 800 میلیونی برای 5 شب از زندان خلاص شدند تا در کنار خانواده شان باشند . مردم با شادی از او استقبال کردند علاوه بر آن حدود 150 نفر از دوستانش برای استقبال از او آمده بودند و لحظات پر شوری آفریده شد .

جوانی دیگر آزاد شد که وقتی پایین آمد برای لحظاتی دستش را به علامت V بالا برده بود که با تشویق بی امان مردم روبرو شد . وقتی به پایین پله ها رسید گفت خانواده ام از آزادیم اطلاع ندارند موبایلی بدهید تا به آنها خبر دهم . یکی از مادران موبایلش را داد تا تماس بگیرد .

مادرش آنطرف جواب داد و او گفت : مامان شام چی داری ؟ من شام خونه ام ، من آزاد شدم بیاید دنبالم و یکبار دیگر مردم برای روحیه بالایش تشویقش کردند و بعد تعریف کرد عصر با خانواده اش صحبت کرده بود و گفته بود : من دارم مقاومت می کنم شما هم مقاوم باشید بنابراین خود و خانواده اش انتظار آزادیش را نداشتند . وقتی مادر و خانواده سراسیمه و خوشحال رسیدند ، مادر مدتها او را در آغوش گرفته و گریه می کرد ، مردم برای شادباش به مادر یکبار دیگر آنها را تشویق کردند و دوستی می گفت : پسرت یک قهرمانه . دوستی دیگر می گفت : آدم یا بچه نداشته باشه یا اگه داره بچه ای مثل این داشته باشه .
****
شنبه 15/12/88 به اتفاق تعدادی از مادران عزادار دیگر از خانه ندا مستقیما به سمت زندان اوین رفتیم تا به مردم و خانواده زندانیان ملحق شویم . ما شاهد آزادی تعدادی از زندانیان بودیم و همراه با بقیه خانواده ها با آزادیشان شاد شدیم و به گرمی از آنان استقبال کردیم . در آن شب از تماس یکی از دوستان زندانیمان با خانواده مطلع شدیم که اظهار امیدواری می کرد تا پایان این هفته آزاد می شوند و ما هم بی صبرانه آرزوی دیدار دوباره شان را داریم .

در این شب جوانی آزاد شد که مورد استقبال مردم قرار گرفت . همسر و پدر همسرش شبهای متوالی انتظار آزادیش را کشیده بودند ، پس از آزادیش پدر همسرش طی سخنرانی چند دقیقه ای از مردم و خانواده ها برای همراهی و همدردیشان بسیار تشکر کرد و گفت در تمام این شبها شما نگذاشتید لحظه ای احساس تنهایی کنیم ، از تک تک مردم تشکر کرد و گفت از این پس هم ما شما را تنها نمی گذاریم .
****
چهارشنبه 12/12/88 تعدادی از مادران عزادار مثل تمام شبهای دیگر برای حمایت از زندانیان در جلوی اوین حضور داریم .

امشب حدود 30 تا 40 نفر از زن و مرد و پیر و جوان از زندان آزاد شدند که تعدادی از آنها از روز عاشورا در اوین بسر می بردند . یکی از آزاد شدگان دختری بسیار کوچک جثه بود که دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه شریف بود . او به همراه 4 یا 5 دختر دیگر آزاد شده بود . اعضای خانواده او به سرعت و با اشتیاق تمام به استقبالش رفتند و تعدادی از دوستانش نیز که چهره های آشنای هر شبه جمع جلوی اوین بودند بشدت همراه با بقیه مردم تشویقش می کردند . یکی از اقوامش تعریف می کرد در دادگاه قاضی به او گفت : گریه کن تا حکم آزادیت را بدهم ! دختر گفت : من هرگز گریه نمی کنم .

به او گفت بگو غلط کردم ، اشتباه کردم تا آزادت کنم ! گفت : من هیچ اشتباهی نکردم و هرگز نمیگم غلط کردم . قاضی تهدید کرد برات 7 سال زندان می برم و او گفت : 7 سال زندانی می کشم . قاضی گفت برو باید 7 سال اون تو بمونی . ولی بعد از یک ربع صدایش کرد و گفت : مرا از رو بردی ، حالا برو وثیقه صد میلیونی تهیه کن تا آزاد شوی و خانواده اش بلافاصله وثیقه را آماده کردند و او آزاد شد .

به همین دلیل همکلاسیهای او مانند یک قهرمان از او استقبال کرده بودند و سایر مردم جلوی اوین نیز با شنیدن این حکایت از جثه ای چنین ظریف ، یکبار دیگر به داشتن چنین فرزندانی افتخار کردند و چندین و چند بار این دختر قهرمان مورد تشویق مردم ، خانواده و دوستانش قرار گرفت .

18 اسفند 1388 برابر با 09 مارس 2009



در همين رابطه

نگرانی از اتهام محاربه برای اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر
کمیته گزارشگران حقوق بشر: از جمله گروه های جامعه مدنی ایران که پس از انتخابات خردادماه سال گذشته با دستگیری های گسترده فعالان سیاسی، مطبوعاتی و حقوق بشری با دستگیری بسیاری از اعضای خود مواجه شد.درحال حاضر مقامات امنیتی و قضایی اتهامات بسیار سنگینی را به اعضای این گروه وارد می کنند و این نگرانی وجود دارد که حتی برخی از این اعضا با اتهام محاربه مواجه شوند...
انتقال زندانی اعتصابی به قرنطینه زندان مهاباد
آژانس خبری موکریان: بر اساس گزارشهای رسیده یک زندانی کرد به نام جعفر (سلطان ) افشاری که در اعتصاب به سر می برد به قرنطینه زندان مهاباد منتقل گردیده است. این زندانی که بیش از پنج ماه است در زندان بسر می برد در اعتراض به عدم اعطای مرخصی و رای باز دست به اعتصاب زده است. گفتنی است جعفر افشاری به اتهام فراری دادن متهم سیاسی،از سوی دادگاه به 2 سال زندان محکوم شده و از بیماری..
نامه افسانه سروش به برادر دربند: دل قوی دار و صبوری کن !
جرس: ارزشهایمان را قربانی عاطفه نخواهیم کرد خواهر دکتر علی اکبر سروش که دو هفته پیش ازعید بازداشت شده است در فراق برادر دربندش نامه ای به وی نگاشته و اورا به صبوری دعوت کرده است. متن این نامه که در اختیار جرس قرار گرفته به شرح زیر است: به نام دادار بی همتا سلام بر سپیدار صبحم، برادر ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال مرغ زیرک چون به دام افتد تحمّل بایدش سپاس..

توجه:استفاه از مطالب اطلاعات.نت با ذكر ماخذ آزاد می باشد

با خبرهای خود به خبررسانی اطلاعات.نت ياری رسانيد!

Copyright © 1999-2010 Ettelaat Network, All Rights Reserved
Webmaster
اطلاعات .نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست
اطلاعات.نت هيچ مسئوليتی در باره محتوای مقالات نداشته و مسئول محتوای هر مقاله نويسنده آن ميباشد
  نظر نویسندگان مقالات در اين سايت می تواند مغایر با موضع  اطلاعات.نت باشد
 مولف اين سايت مطلقا براي كار خود كه هدف ميهني و آموزشي دارد نه در گذشته، نه در حال حاضر و نه در آينده كمك مالي هيچكس، هيچ سازمان و هيچ دولتي را نمي پذيرد.
 خدمت به ميهن ، هموطنان، همتباران و همزبانان لذتي دارد مافوق همه لذتها، مخصوصا اگر بدون دستمزد و كمك مالي انجام گيرد