شعر طنز , سعید طوسی در توجیە تبرئە شدنش

محمد گندم‌نژاد طوسی متخلس بە سعید طوسی

من کە سعید گندم‌نژادطوسیم
با بچــەها مشـغول روبوسـیم

ازبهر آنکە دوست‌دارم بچەهارا
زانرو کە من بهشتی و قدسیم

آنچە کە من با ‌قاریان کردم
اجرخدمتی بود کزبهرخدا کردم

چون حوری و غلمان بود پاداشم
ومن نقد خود بە نسیە نفروشم

چەفرق کند در این جهان یا آن جهان
چرا این حرص خود را کنم نهان؟

من کەدر این جهان قاری کلام اویم
پس اکنون لایق و سزاوار پاداش اویم

کلام اللە در دست و شاهد در کنار
مرا نیست باک خامنەایم هست یار

از طعنە عدو نشوم من بیقرار
گر ببارد نە یک بل هزار هزار

آنکس کە خواهد بە من گیر دهد
چنانست کە بە خود رهبر گیر دهد

آخرش در کار وی نیز رهبر گیر دهد
بگیرد او را و یکسربە کهریزکش دهد

آنگە بە من نگوئی کە نگفتم
اندرزی بود کە بە شما گفتم

دست از کینە و عناد بر دارید
رو بە درگاە خامنەای بیارید

تا دراین جهان از بهر خود جنت بسازید
هم با حور هم با غلمان نرد عشق ببازید







Copyright © 1999-2013 Ettelaat Network, All Rights Reserved Webmaster
 اطلاعات .نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست اطلاعات.نت هيچ مسئوليتی در باره محتوای مقالات نداشته و مسئول محتوای هر مقاله نويسنده آن ميباشد نظر نویسندگان مقالات در اين سايت می تواند مغایر با موضع اطلاعات.نت باشد مولف اين سايت مطلقا براي كار خود كه هدف ميهني و آموزشي دارد نه در گذشته، نه در حال حاضر و نه در آينده كمك مالي هيچكس، هيچ سازمان و هيچ دولتي را نمي پذيرد. خدمت به ميهن ، هموطنان، همتباران و همزبانان لذتي دارد مافوق همه لذتها، مخصوصا اگر بدون دستمزد و كمك مالي انجام گيرد