از «اگر سپاه نبود، کشور نبود» تا «اگر سپاه اینگونه نبود، کشور بود»

کلمه – سیدکاظم قمی:

در نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ مردم ایران، انقلابی که بنا به تحلیل صاحبنظران بین‌المللی بزرگ‌ترین انقلاب خشونت‌پرهیز تاریخ معاصر شمرده شد، و تنها در روزهای بیست‌و‌یکم و بیست‌ودوم بهمن ماه به واسطه کودتای نافرجام گارد شاهنشاهی و مقاومت فراموش ناشدنی همافران و نیروی هوایی ارتش به خشونت گرایید، مقادیر قابل توجهی سلاح و ادوات نظامی از پادگان‌ها خارج شد و در دسترس مردم عادی و نیز گروه‌های سیاسی که پیش از آن مشی مسلحانه برگزیده بودند و به دست مردم از کنج سلول‌های زندان آزاد شده بودند، قرار گرفت.

پیام هوشمندانه امام خمینی و اقدام شورای انقلاب، به حرکت وسیعی برای جمع‌آوری این سلاح‌ها از میان مردم و تشکیل کمیته‌های انقلاب در محله‌ها و مناطق شهرهای سراسر کشور منجر شد. کمیته‌ها که در ماه‌های اول در حفظ نظم و امنیت در غیاب نیروهای انتظامی شهربانی و ژاندارمری از هم پاشیده نقشی حیاتی ایفا کردند، به علت ضعف سازماندهی و نفوذ افراد خودسر، به تدریج مشکل‌ساز شدند. در همین حال، گروه‌های چریکی مارکسیستی و شبه‌مارکسیستی مانند مجاهدین خلق، در گوشه و کنار کشور ساز مخالفت و جدایی‌طلبی نواختند و جامعه تازه انقلاب کرده را از همان نوروز نخستین، با چالش‌های امنیتی جدی مواجه کردند. چنین شد که ایده تشکیل سپاه پاسداران در میان اداراه‌کنندگان کشور شکل گرفت.

گروه‌های مختلفی در این راستا تلاش کردند؛ گروه‌هایی که بیش‌تر آنان را اعضای گرو‌های چریکی مذهبی پیش از انقلاب تشکیل می دادند: از هفت گروه تشکیل دهنده سازمان جدید‌التأسیس مجاهدین انقلاب اسلامی گرفته تا مبارزانی که در لبنان و دیگر نقاط خارج از کشور آموزش نظامی دیده بودند. وظیفه تشکیل سپاه ابتدا به دولت موقت سپرده شد. اما پس از بروز مشکلات متعدد و متنوع، شورای مرکزی سپاه زیر نظر شورای انقلاب تشکیل شد و سپس به طور مستقل آغاز به فعالیت کرد. سپاه با کادرهایی کم اما سازمان‌یافته‌تر از کمیته‌های انقلاب، به برقراری و حفظ نظم و امنیت در نقاط آشوب‌دیده کشور مانند گنبدکاووس، کردستان، خوزستان و سیستان و بلوچستان پرداخت. کارنامه سپاه در این مناطق، صدالبته مصون از نقد نیست، اما نقش مؤثر آن در مهار بحران‌‌ها نیز نفی‌ناپذیر است.

با آغاز جنگ تحمیلی و ضرورت تلاش همه‌جانبه برای مقابله با پیشروی دشمن متجاوز، نقش سپاه از عرصه انتظامی به عرصه نظامی کشیده شد. هرچند بدنه اصلی نیروهای نظامی سپاه از سازمان بسیج مستضعفین که تا نیمه جنگ فرماندهی مستقلی داشت که توسط امام خمینی تعیین می‌شد نشأت می‌گرفت، در حالی که نود درصد نیروهای جبهه‌های جنگ را داوطلبان تشکیل می دادند، حضور سپاه در جبهه‌ها بستر مناسبی برای توسعه آن شد. وجود فرماندهانی که دوشادوش نیروهای رزمنده در صفوف اول جنگ حضور داشتند و سعی می‌کردند کم‌تجربگی نظامی خود را با ایثار، شجاعت و صمیمیت جبران کنند از یک سو، و تشکیل وزارت سپاه که به تأمین لجستیکی و پشتیبانی تسلیحاتی این رزمندگان جان‌برکف موظف بود از سوی دیگر، رشد کمی و کیفی سپاه را در پی داشت.

پایان تلخ جنگ، که بخش عمده آن ناشی از بلندپروازی‌ها و اشتباهات محاسباتی سیاسی و استراتژیک فرماندهان ستادی سپاه در کشاندن جنگ به آن سوی مرزها بود، نیروهای مجرب سپاه را به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که در وضعیت جدید پساجنگ، ارتقای جایگاه سپاه در مناسبات قدرت از طریق ورود به عرصه‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را مورد اهتمام قرار داد، و گروهی که پس از پایان جنگ، به خصوص با مشاهده تغییر ماهیت و هدف سپاه و چرخش آن از ارزش‌های اخلاقی و فرهنگ ایثار به سمت قدرت‌طلبی‌های توسعه‌طلبانه، سپاه را ترک کردند. مقطع بسیار مهم دوران سازندگی، دوره بازگشت سپاه به ماهیت بنیادین خود بود: حزبی پادگانی به جای ارگانی نظامی.

سپاه نمی‌توانست محدودیت‌های یک ارگان نظامی را تحمل کند و چهاردیواری پادگان‌ها را برای خود تنگ می‌شمرد. بنیانگذاران اصالتاً سیاسی آن، که از ابتدای شکل‌گیری نیز سودای راهبری نظام را در سر داشتند، اینک به پشتوانه اعتباری که به بهای ایثار و شهادت صدها هزار داوطلب و کادر سپاه و نیروی داوطلب بسیج به دست آورده بود، خواهان حضوری پررنگ به عنوان بازیگری قدرتمند در کشور بود. بسیاری از فرماندهان برای تحصیلات دانشگاهی به دانشگاه‌های کشور وارد شدند، دانشگاه امام حسین (ع) به شدت گسترش یافت. قرارگاه بازسازی خاتم الانبیاء شکل گرفت و در کنار بنیاد تعاون سپاه با تصاحب قراردادهای بزرگ اقتصادی با دولت از یک سو، و تأسیس هزاران شرکت کوچک و بزرگ اقتصادی که مستقیما یا غیرمستقیم توسط نیروهای سپاه اداره می شد از دیگر سو، به یکی از بزرگترین تراست‌های اقتصادی تبدیل شد که شانه به شانه ستاد اجرای فرمان امام، به بزرگ‌ترین رقیب بخش دولتی و بخش خصوصی تبدیل شد.

در عرصه فرهنگ نیز، با شعار احیای فرهنگ ایثار و جبهه و جنگ، صدها موسسه فرهنگی شکل گرفت که به آسانی از ردیف بودجه‌های فرهنگی کشور بهره می‌برد. افزون بر این، بخشی از نیروهای سپاه از کسوت نظامی درآمدند و وارد عرصه اداره کشور (از جمله صدا و سیما، مجمع تشخیص مصلحت نظام و شهرداری‌ها) شدند. به یمن سازوکار نظارت استصوابی که توسط شورای نگهبان اعمال می‌شد و می‌شود، ورود نیروهای سپاه به مجلس شورای اسلامی در میدان رقابتی بی‌رقیب نیز هموار شد.

انتخابات‌های ریاست جمهوری، فرصتی طلایی برای تکمیل بلندپروازی‌های سپاه شد و به رغم عدم اقبال رأی دهندگان به نامزدهای سپاه و شکست‌های پیاپی، عرصه‌ای برای عرض اندام سیاسی آن به حساب می‌آمد. بزرگترین تحول اما، شکل‌گیری نیروی جدیدالورود عوامگرایان (عوام‌فریب) و ورودشان به عرصه سیاست بود. دوره اول ریاست جمهوری احمدی نژاد که با پشتیبانی و ورود رسمی و غیرررسمی فرماندهان سپاه در بیش از بیست استان کشور به انتخابات و در بستری که کم‌توجهی دولت اصلاحات به عدالت اجتماعی و اقتصادی و اقشار کم‌درآمد جامعه فراهم ساخته بود تحقق یافت، نقطه عطف مهمی برای حضور پررنگ‌تر، مؤثرتر و آشکارتر سپاه محسوب می‌شد.

سپاه که احمدی‌نژاد را از خانواده بزرگ خود می‌دانست، پا را از میدان سیاست‌ورزی قانونی فراتر گذاشت و کودتای انتخاباتی سال ۸۸ را رقم زد. در دوران پساکودتا، سیل قراردادهای کلان اقتصادی به سوی سپاه سرازیر شد. گسترش فعالیت‌های هسته‌ای هم به گسترش سلطه سپاه کمک کرد و هزاران نیروی وفادار و هوادار، وارد این عرصه شدند. گسترش صنعت مونتاژ موشکی و دستیابی سپاه قدس به دستگاه دیپلوماسی که به تصرف سفارتخانه‌های ایران در خاورمیانه و شمال آفریقا انجامید، این حزب نظامی را به بازوهای نظامی و سیاسی جدیدی مجهز کرد. شکل‌گیری سازمان اطلاعات سپاه، ورود بی‌مهابای سپاه به حوزه امنیت داخلی را میسر کرد. و سرانجام، ورود رسمی سپاه به سوریه، یمن و عراق، نقشه بسط سلطه آن را تکمیل کرد. طرفه آن که همه این توسعه‌طلبی‌ها، در مخالفت آشکار با فرمان و وصیت امام خمینی مبنی بر عدم ورود نظامیان به سیاست صورت گرفت.

اینک، ما در جایی ایستاده‌ایم که با نگاهی کلی به کارنامه سپاه پاسداران، می‌توانیم به ارزیابی آن بپردازیم. در عرصه نظامی، به رغم جهاد صادقانه و صمیمانه رزمندگان جبهه‌های جنگ هشت ساله، پیامد خطاهای استراتژیک سپاه در تداوم جنگ پس از آزادسازی کشور از نیروهای متجاوز، به ویژه با از دست دادن فضاحت‌بار فاو که آخرین و بهترین فرصت برای خاتمه پیروزمندانه جنگ و کسب امتیازهای پیشنها شده از سوی طرف متجاوز محسوب می شد، رهبری نظام را به نوشیدن جام زهر وادار ساخت. برنامه موشکی سپاه، که با هزینه‌های گزاف مالی و سیاسی به کشور تحمیل شد و فرودستی آن در مقابله با فناوری نظامی به‌روز دنیا در ماه‌‌های اخیر آشکار شد، در آستانه محدودسازی ناشی از معادلات جدید بین‌المللی است.

در عرصه اقتصادی، حراج سرمایه‌های مالی در پروژه‌های کوچگ و بزرگ نه تنها به هیچ وجه نتوانسته به شکل‌گیری یک اقتصاد ملی توانمند بینجامد، که ورشکستگی هزاران شرکت تولیدی، خدماتی و مالی را دنبال داشته است. افزون بر آن، محصول ورود رانتی سپاه به اقتصاد، موجب از میان رفتن بخش خصوصی مستقل و شکل‌گیری بخش خصولتی و بخش خصوصی وابسته‌ای شده است که طفیلی آن به شمار می رود و تنگ شدن محاصره اقتصادی خارجی، آن را به نفس انداخته است. در عرصه دیپلوماسی، امروز سپاه بدون کسب امتیاز چشمگیر و دستاورد پایداری، از سوریه و یمن و عراق بیرون رانده می‌شود. در عرصه فرهنگی، ورود سپاه نه تنها به تحکیم و نهادینه شدن ارزش‌های اخلاقی جبهه و جنگ نشد، که انحطاط فرهنگ ملی را نیز به دنبال داشته است.

اینک این پرسش مهم فرا روی ماست که آیا اگر سپاه به جای ایفای نقش حزب پادگانی، به پادگان‌ها باز می‌گشت و به ارگانی نظامی تبدیل می‌شد که یا در ارتش ادغام یا به‌طور مستقل در حوزه‌ای معین به خدمت می‌پرداخت، ایران امروز وضعیتی به مراتب بهتر نداشت؟


Copyright © 1999-2013 Ettelaat Network, All Rights Reserved Webmaster
 اطلاعات .نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست اطلاعات.نت هيچ مسئوليتی در باره محتوای مقالات نداشته و مسئول محتوای هر مقاله نويسنده آن ميباشد نظر نویسندگان مقالات در اين سايت می تواند مغایر با موضع اطلاعات.نت باشد مولف اين سايت مطلقا براي كار خود كه هدف ميهني و آموزشي دارد نه در گذشته، نه در حال حاضر و نه در آينده كمك مالي هيچكس، هيچ سازمان و هيچ دولتي را نمي پذيرد. خدمت به ميهن ، هموطنان، همتباران و همزبانان لذتي دارد مافوق همه لذتها، مخصوصا اگر بدون دستمزد و كمك مالي انجام گيرد